خطابم به شما دختران و پسرانم در سراسر ایران است. میخواهم از نقش و مسئولیت شما در دوران جدید صحبت کنم:
انقلاب ۵۷ با تلاش نسل جوان ایران به پیروزی رسید. قیام تیر ۷۸ و قیامهای شکوهمند ۸۸ ، برآمد اعتراض و خشم شما جوانان ایران بود. و بیتردید بهار ملت ایران با شور و نیروی شما شکوفا میشود.
آخوندها، در برابر شما، سد قطوری از اختناق و سرکوب ساختهاند که در جهان کنونی نظیر ندارد. جنگ روانی گستردهیی راه انداختهاند که آماج اصلیاش باورها، اراده ها و امیدهای شماست. هدف اعدامهای بیوقفه، همچون اعدام چهار تن از فرزندان دلیر هموطنان خوزستانی ما در هفته گذشته، مرعوب کردن شماست. روشن است که بیزاری از آدمکشان حاکم و فرهنگ و رفتار عقبمانده آنها در سراسر جامعه ایران موج میزند. اما این انزجار، به تنهایی کافی نیست. شما باید همزمان به دارایی مبارزاتی ملت ایران و سرمایههای حقیقی آن چشم بدوزید. به فردای روشن امید داشته باشید و با این امید، شعلههای مقاومت را برافروزید.
آخوندها از همین میترسند. به همین دلیل، سه هدف عمده را با حملههای زهرآگین خود نشانه میروند:
نخست، تاریخچه پرافتخار پایداری ملت ایران،
دوم، سازمان و جنبش مقاومت،
و سوم، فرهنگ و ارزشهای مبارزاتی
آخوندها میخواهند این پندار مأیوسانه را دامن بزنند که بها پرداختن برای آزادی بیهوده است. و این ایدئولوژی بیهزینگی است که باید الگو قرار گیرد.
آنها چشمه های امید جامعه ایران و در قله آن اشرف و اشرفیها را هدف قرار داده اند. میخواهند این نتیجه را به شما جوانان ایران القا کنند که « از دست شما کاری ساخته نیست و هر تلاشی بیفایده است».
اما حقیقت چیست؟
حقیقت این است که شما نیروی جوان و نوجوی ملتی هستید که از پشتوانه یک قرن مبارزه برای آزادی، از انقلاب مشروطه تا نهضت ملی به رهبری مصدق بزرگ، برخوردارید و از نظر مبارزاتی و ظرفیت تغییر و دگرگونی، در زمره سرشارترین و داراترین ملتهای جهانید.
من می خواهم بگویم که شما تنها نیستید، شما
به یک جنبش مقاومت سازمانیافته متکی هستید؛ جنبشی که طی سه دهه در برابر
سرکوب قرون وسطایی آخوندها، شعله های پیکار آزادی را فروزان نگه داشته است،
جنبشی سرشار از ارزشها و نیروی تغییر دهنده انسانی و جنبشی با یکصد و بیست
هزار شهید، با ۳۰هزار مجاهد و مبارز قتل عام شده، و قهرمانانی همچون صدیقه
و ندا و هزاران هزار گل سرخ دیگر؛ جنبشی بناشده بر آرمان آزادی، که از
فردای سرقت انقلاب ایران توسط خمینی، مرزهایش را با ارتجاع و انحصارطلبی و
دیکتاتوری ترسیم کرد. و راهبرش برخلاف همه دعاوی چپ نمایانه،گفت: مسأله
اصلی انقلاب ایران، مسأله آزادی است.
راهبری که بر «یک آرمان» و «یک تعهد» پای فشرد و یک لحظه از آن دست برنداشت:
بله، آرمانِ آزادی و تعهدِ قیمت دادن برای آزادی؛ تعهدی، البته در اوج آگاهی و خرد انقلابی، با اشراف به تمامی خطرهای کمین کرده برسر راه.
گوش کنید که
مسعود درباره این آرمان واین تعهد، چه گفته است: «وقتی مقاومت ما پیروز
شود، یکی از بزرگترین موانع جنبشهای آزادیخواهی معاصر و بلکه مهمترین عامل
انحراف و اضمحلال آنان که همانا تجاوز به حریم مقدس ”آزادی“ تحت انواع و
اقسام بهانهها است ازمیان برداشتهمیشود. آری، در انسانشناسی توحیدی، احیای
مقوله آزادی همانا احیای بشریت است».
ما رهروان مسیری هستیم که به احیای مقوله آزادی و به احیای بشریت و ارزشهای انسانی، قیام کرده است.
بله، ما به این آرمان، به این مسیر و به این راهبر افتخار میکنیم.
در پرتو این افق بلند، بسا تضادهای بغرنج سیاسی و مبارزاتی و آرمانی حل شده است؛ تضادهایی که جنبشها و قیامهای کنونی درخاورمیانه وشمال آفریقا تازه با آن آشنا می شوند.
تجربه درهم شکستن دعاوی اسلام پناهی ارتجاعی و دجالگریهای ضد استکباری که جامعه ایران سالهاست آن را پشت سرگذاشته است.
تجربه شکلگیری دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران و اتحاد عمل جریانها وشخصیتها با عقاید مختلف و در یک مناسبات دموکراتیک، در شورای ملی مقاومت ایران.
تجربه مقابله و افشای صدور ارتجاع و تروریسم رژیم ولایت فقیه به عنوان تهدید امروز جهان.
و به ویژه تجربه تشکیلات مجاهدین در یک مناسبات دموکراتیک.
و تجارب انسانی پیشرفته آن که دکتر آلخوویدال کوادراس نایب رئیس پارلمان اروپا در دیدارش از اشرف آن را یک «الگو و مرجع اخلاقی ومعنوی برای جهان» توصیف کرد.
به همین دلیل است که از نظر آخوندها ، اشرف ممنوعه ترین کلام در ایران امروز است.
بگذارید بار دیگر تصریح کنم که هدف این جنبش، بهدست گرفتن قدرت به هر قیمت، نبوده و نیست.
هدف ما، تضمین آزادی و دموکراسی، به هر قیمت است.
و همچنان که بارها گفتهایم، همین که در مزار شهیدانمان در خاوران باشیم، برای ما کافی است.
هدف ما یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت است که در آن، همه ادیان و مذاهب، از حق مساوی برخوردارند. و برنامه ما در این سه کلمه خلاصه میشود: آزادی، دمکراسی و برابری.
انقلاب ۵۷ با تلاش نسل جوان ایران به پیروزی رسید. قیام تیر ۷۸ و قیامهای شکوهمند ۸۸ ، برآمد اعتراض و خشم شما جوانان ایران بود. و بیتردید بهار ملت ایران با شور و نیروی شما شکوفا میشود.
آخوندها، در برابر شما، سد قطوری از اختناق و سرکوب ساختهاند که در جهان کنونی نظیر ندارد. جنگ روانی گستردهیی راه انداختهاند که آماج اصلیاش باورها، اراده ها و امیدهای شماست. هدف اعدامهای بیوقفه، همچون اعدام چهار تن از فرزندان دلیر هموطنان خوزستانی ما در هفته گذشته، مرعوب کردن شماست. روشن است که بیزاری از آدمکشان حاکم و فرهنگ و رفتار عقبمانده آنها در سراسر جامعه ایران موج میزند. اما این انزجار، به تنهایی کافی نیست. شما باید همزمان به دارایی مبارزاتی ملت ایران و سرمایههای حقیقی آن چشم بدوزید. به فردای روشن امید داشته باشید و با این امید، شعلههای مقاومت را برافروزید.
آخوندها از همین میترسند. به همین دلیل، سه هدف عمده را با حملههای زهرآگین خود نشانه میروند:
نخست، تاریخچه پرافتخار پایداری ملت ایران،
دوم، سازمان و جنبش مقاومت،
و سوم، فرهنگ و ارزشهای مبارزاتی
آخوندها میخواهند این پندار مأیوسانه را دامن بزنند که بها پرداختن برای آزادی بیهوده است. و این ایدئولوژی بیهزینگی است که باید الگو قرار گیرد.
آنها چشمه های امید جامعه ایران و در قله آن اشرف و اشرفیها را هدف قرار داده اند. میخواهند این نتیجه را به شما جوانان ایران القا کنند که « از دست شما کاری ساخته نیست و هر تلاشی بیفایده است».
اما حقیقت چیست؟حقیقت این است که شما نیروی جوان و نوجوی ملتی هستید که از پشتوانه یک قرن مبارزه برای آزادی، از انقلاب مشروطه تا نهضت ملی به رهبری مصدق بزرگ، برخوردارید و از نظر مبارزاتی و ظرفیت تغییر و دگرگونی، در زمره سرشارترین و داراترین ملتهای جهانید.
من می خواهم بگویم که شما تنها نیستید، شما
به یک جنبش مقاومت سازمانیافته متکی هستید؛ جنبشی که طی سه دهه در برابر
سرکوب قرون وسطایی آخوندها، شعله های پیکار آزادی را فروزان نگه داشته است،
جنبشی سرشار از ارزشها و نیروی تغییر دهنده انسانی و جنبشی با یکصد و بیست
هزار شهید، با ۳۰هزار مجاهد و مبارز قتل عام شده، و قهرمانانی همچون صدیقه
و ندا و هزاران هزار گل سرخ دیگر؛ جنبشی بناشده بر آرمان آزادی، که از
فردای سرقت انقلاب ایران توسط خمینی، مرزهایش را با ارتجاع و انحصارطلبی و
دیکتاتوری ترسیم کرد. و راهبرش برخلاف همه دعاوی چپ نمایانه،گفت: مسأله
اصلی انقلاب ایران، مسأله آزادی است. راهبری که بر «یک آرمان» و «یک تعهد» پای فشرد و یک لحظه از آن دست برنداشت:
بله، آرمانِ آزادی و تعهدِ قیمت دادن برای آزادی؛ تعهدی، البته در اوج آگاهی و خرد انقلابی، با اشراف به تمامی خطرهای کمین کرده برسر راه.
ما رهروان مسیری هستیم که به احیای مقوله آزادی و به احیای بشریت و ارزشهای انسانی، قیام کرده است.
بله، ما به این آرمان، به این مسیر و به این راهبر افتخار میکنیم.
در پرتو این افق بلند، بسا تضادهای بغرنج سیاسی و مبارزاتی و آرمانی حل شده است؛ تضادهایی که جنبشها و قیامهای کنونی درخاورمیانه وشمال آفریقا تازه با آن آشنا می شوند.
تجربه درهم شکستن دعاوی اسلام پناهی ارتجاعی و دجالگریهای ضد استکباری که جامعه ایران سالهاست آن را پشت سرگذاشته است.
تجربه شکلگیری دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران و اتحاد عمل جریانها وشخصیتها با عقاید مختلف و در یک مناسبات دموکراتیک، در شورای ملی مقاومت ایران.
تجربه مقابله و افشای صدور ارتجاع و تروریسم رژیم ولایت فقیه به عنوان تهدید امروز جهان.
و به ویژه تجربه تشکیلات مجاهدین در یک مناسبات دموکراتیک.
و تجارب انسانی پیشرفته آن که دکتر آلخوویدال کوادراس نایب رئیس پارلمان اروپا در دیدارش از اشرف آن را یک «الگو و مرجع اخلاقی ومعنوی برای جهان» توصیف کرد.
به همین دلیل است که از نظر آخوندها ، اشرف ممنوعه ترین کلام در ایران امروز است.
هدف ما، تضمین آزادی و دموکراسی، به هر قیمت است.
و همچنان که بارها گفتهایم، همین که در مزار شهیدانمان در خاوران باشیم، برای ما کافی است.
هدف ما یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت است که در آن، همه ادیان و مذاهب، از حق مساوی برخوردارند. و برنامه ما در این سه کلمه خلاصه میشود: آزادی، دمکراسی و برابری.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر