۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

حکایت شن و سنگ

 
روزی، روزگاری دو دوست قدیمی هنگام سفر از بیابانی عبور می‌کردند. در این حین آن دو بر سر موضوع کوچکی جر و بحث می‌کنند.
در این میان، کار به جایی می‌رسد که یکی از آن دو دوست، کنترل خشم خویش را از دست داده و سیلی محکمی به صورت  دوست دیگر می‌نوازد.

دوست سیلی خورده که از شدت ضربه و درد شوکه شده بود، بدون اینکه حرفی بزند، می‌نشیند و روی شن‌های بیابان می‌نویسد؛ " امروز بهترین دوست زندگیم، سیلی محکمی به صورتم زد."
آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه‌ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب آن دریاچه کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای بیابان خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.

مشغول شنا بودند که  ناگهان دوست سیلی خورده، گرفتار باتلاق  می‌شود. گل و لای باتلاق لحظه به لحظه او را به کام خویش فرو می‌کشید.
مرد شروع به داد و فریاد می‌کند؛ آی کمک... کمک کنید! به دادم برسید...

خلاصه، با صدای فریاد مرد، دوستش به سرعت به یاری‌اش شتافته و با زحمت فراوان او را از آن مخمصه نجات می‌دهد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، بر روی ‌اولین سنگ سر راهش  نشست و فوری مشغول شد.
او این بار روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد؛ " امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ حتمی نجات داد."
دوستی که او را نجات داده بود با تعجب به زحمت وتلاش او برای حک کردن این جمله  نگاه کرد و پرسید؛

چگونه است که وقتی به تو سیلی زدم، شرح حال را بر روی "شن‌ها"، نوشتی و حال که تو را نجات داده‌ام، شرح حال را با این زحمت بر روی "سنگ" حک می‌کنی؟

مرد نجات یافته پاسخ داد؛ وقتی دوستی تو را آزار می‌دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم "بخشش و عفو" آرام و آهسته از قلبت پاک شود.

ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در دل سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه در یاد و قلبت باشد که تو مدیون لطف او هستی.

۱۳۹۱ فروردین ۲۵, جمعه

آکسیون اعتراضی حمایت از اشرفیان اسلو نروژ


 11 اوریل 23 فروردین

 در رابطه با فراخوان حمایت از اشرفیان جمعی از ایرانیان آزاده مقیم اسلو نروژهمراه با خانواده مجاهدین در مقابل سفارت آمریکا حضور بهم رسانده و با شعارهای کوبنده از آمریکا خواستند که به وظفیه خود در قبال حفاظت از اشرفیان عمل نماید.
لازم به یادآوری است که به نقل از سازمان مجاهدین  قبل از ظهر یکشنبه ۲۰ فروردین (۸آوریل ۲۰۱۲) در جریان بازرسی اجناس چهارمین گروه مجاهدین برای انتقال به لیبرتی، در پی اهانت یکی از مأموران عراقی به یکی از پزشکان اشرف که مورد اعتراض شدید مجاهدین قرار گرفت، چماقداران عراقی به میدان لاله  آمدند و با چوب و میله های آهنی به جمعیت معترض حمله کردند و به شکستن شیشه و پنچر کردن لاستیک جراثقال پرداختند. چماقداران با ایستادگی و شعارهای کوبنده مجاهدین مواجه شدند. متعاقباً یک فرمانده عراقی به محل آمد و  به عقب کشیدن مزدوران ورفع ورجوع فضیحت،مبادرت کرد.
 در این رویارویی که دو ساعت جریان داشت
۲۹ تن از مجاهدین مجروح و مصدوم شدند و ناظران ملل متحد که پس از شروع درگیری به صحنه آمده بودند با مصاحبه و گرفتن عکس از مجروحان به ثبت وقایع و ارسال گزارش به سازمان ملل پرداختند.  نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد در گزارش خود به جامعه بین المللی در اجلاس شورای امنیت در روز ۲۲ فروردین به همین حادثه اشاره داشت. مارتین کوبلر به شورای امنیت  گزارش کرد که کار انتقال چهارمین گروه به همین خاطر با وقفه مواجه شده است.


۱۳۹۱ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

کلمه نجات از سروده های چه گوارا




می توانستم شاعری باشم

ولگردِ قمارخانه های بوینس آیرس

مَحفِل نشینِ خواب و زن و امضاء وُ

اعتیاد.

نوحه سرایِ گذشته های مُرده

گذشته های دور

گذشته های گیج.




اما تا کی... ؟



از امروز گفتن وُ

برای مردم سرودن

دشوار است،

و ما می خواهیم

از امروز و از اندوهِ آدمی بگوییم

و غفلتی عظیم

که آزادی را از شما ربوده است.



می توانستم شاعری باشم

بی درد، پُرافاده، خودپسند،

پرده بردارِ پتیارگانی

که بر ستمدیدگانِ ترس خورده

حکومت می کنند.



می دانم!

گلوله را با کلمه می نویسند،

اما وقتی که از کلمات

شَقی ترین گلوله ها را می سازند،

چاره چریکی چون من چیست؟

کلمات

راهگشایِ آگاهیِ آدمی ست

و ما نیز

سرانجام

بر سر ِ معنایِ زندگی متحد خواهیم شد:

کلمه، کلمه نجات!

مردم

ترانه ای از این دست می طلبند.

۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

گرامیداشت شهدای سرفراز 19 فروردین در اسلو نروژ

شنبه7 آپریل  
در آستانه 19 فروردین سالروز حمله جنایت کارانه جانیان و قاتلان ولایت فقیه ارتجاع ومزدوران عراقی اش به اشرف و کشتار اشرفیان،

 دریک گردهمائی ایرانیان آزاده ساکن اسلو نروژهمراه با خانواده های اشرفیان دلاور در مقابل پارلمان نروژ در اسلو خاطره ویاد شهیدان 19 فروردین را گرامی داشتند.آنان با روشن کردن مشعل و با در دست داشتن عکس شهیدان به سمت کلیسای سوئدی ها واقع در پشت کتابخانه مرکزی راهپیمایی نمودند.

در برنامه ویژه ای که در این کلیسا برگزار گردید با روشن کردن شمع به شهدای قهرمان 19 فروردین ادای احترام نمودند و با اشرفیان استوار تجدید عهد کردندکه در فردایی نه چندان دور انتقام این خونها و تمامی خونهای به ناحق ریخته شده برای آزادی ایران از چنگ فاشیسم مذهبی را با سرنگونی رژیم بگیرند.


                 با درود و تعظیم به شهدای 19 بهمن اشرف




از صبا بیاموزیم