مسعود رجوی اولین شخصیت سیاسی بود كه قانون اساسی را مردوداعلام کرد و گفت : به جيزي كه معلوم نيست در درونش جيست نبايد راي داد و در ان جو كه احساسات انقلاب همه را فرا كرفته بود مطرح كردن و بيان ضديت با جمهوري إسلامي كاري عظيم و شايان تقدير بود و ديديم كه بعد إز مدت كمي محتواي جمهوري براي همه اشكار شد و مرك و وحشت تمام جامعه را فرا كرفت .به این ترتیب مسعود چكونه آزاد زيستن را براي تمام نسلها راهنما شد و همواره نامش و يادش در دل تمامي ایرانیان جاودان خواهد بود.
خمینی این شیاد ودزد انقلاب بدترین توهینها را از رادیو تلویزیون دولتی نصیب این شخصیت بزرگ کرد. شخصیت سیاسی او زمانی به اوج محبوبیت خود رسید که در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری خمینی آقای رجوی را به بهانه رای ندادن به قانون اساسی از حق قانونیش محروم کرد. وطی فتوائی اعلام کرد:
خمینی این شیاد ودزد انقلاب بدترین توهینها را از رادیو تلویزیون دولتی نصیب این شخصیت بزرگ کرد. شخصیت سیاسی او زمانی به اوج محبوبیت خود رسید که در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری خمینی آقای رجوی را به بهانه رای ندادن به قانون اساسی از حق قانونیش محروم کرد. وطی فتوائی اعلام کرد:
بسم الله الرحمن الرحیم كسانی كه به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی مثبت ندادهاند، صلاحیت ندارند رییس جمهور ایران شوند.
در این باره مسعود نوشت :
حرف خمینى در فتوایش این بود که کسى که به ولایت فقیه رأى مثبت نداده، صلاحیت ندارد. براى همه روشن بود که منظورش فقط کاندیداى مجاهدین است که به ولایت فقیه رأى نداده و رفراندوم مربوطه را تحریم کرده بودند. بقیه رأیشان را داده بودند. منهم بلادرنگ اعلام کناره گیرى کردم اما متقابلاً از خمینى خواستم که فتوایى هم علیه چماقدارى بدهد که هرگز نداد. این در شرایطى بود که همه مىدانستند که اگر خمینى وارد نمىشد، انتخابات قطعاً دو مرحله یى مىشد…
در همان زمان برخى تحلیلگران و ناظران سیاسى گفتند و نوشتند، علت این که خمینى ناگزیر شد از ”عرش اعلاى“ مرجعیت و ولایت و رهبرى آن هم در ۸۰سالگى پایین بیاید و با کاندیداى نسل انقلاب، که در میان کاندیداها تنها کاندیدایى بود که در انقلاب ضدسلطنتى به زندان رفته و شکنجه شده و حکم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود که هیچکس دیگر غیر از خود او توانایى این رویارویى را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلاب کرده و تشنه آزادى، حمایت از کاندیداى آنها در انتخابات ریاست جمهورى هر روز بیشتر مىشد.
قبل از کاندیداتورى، من به سراغ وزیر کشور که رفسنجانى بود رفتم. حتى رفسنجانى هم مخالفت نکرد. حتى در پرسش و پاسخ کیانورى هم خواندم که گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از کاندیداى مجاهدین را مورد بررسى قرار بدهد (نقل به مضمون ).
در آن ایام، و در جریان همین انتخابات، با سرعتى شگفت انگیز، یک جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا کردستان و از همه نیروهاى انقلابى و دموکراتیک و ضدارتجاعى و ضد دیکتاتورى شکل گرفته بود و طبعاً حزب توده نمىخواست از معرکه عقب بیفتد .
به همین خاطر، پس از حذف توسط خمینى، من در پیامى که متعاقباً فرستادم، صریحا ًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتى بازندهاى داشته باشد، من نیستم
در همان زمان برخى تحلیلگران و ناظران سیاسى گفتند و نوشتند، علت این که خمینى ناگزیر شد از ”عرش اعلاى“ مرجعیت و ولایت و رهبرى آن هم در ۸۰سالگى پایین بیاید و با کاندیداى نسل انقلاب، که در میان کاندیداها تنها کاندیدایى بود که در انقلاب ضدسلطنتى به زندان رفته و شکنجه شده و حکم اعدام گرفته بود، مصاف بدهد، این بود که هیچکس دیگر غیر از خود او توانایى این رویارویى را با مجاهدین نداشت. چون در جامعه انقلاب کرده و تشنه آزادى، حمایت از کاندیداى آنها در انتخابات ریاست جمهورى هر روز بیشتر مىشد.
قبل از کاندیداتورى، من به سراغ وزیر کشور که رفسنجانى بود رفتم. حتى رفسنجانى هم مخالفت نکرد. حتى در پرسش و پاسخ کیانورى هم خواندم که گفته بود، با این وضعیت شاید حزب توده هم حمایت از کاندیداى مجاهدین را مورد بررسى قرار بدهد (نقل به مضمون ).
در آن ایام، و در جریان همین انتخابات، با سرعتى شگفت انگیز، یک جبهه گسترده و نیرومند از تهران تا کردستان و از همه نیروهاى انقلابى و دموکراتیک و ضدارتجاعى و ضد دیکتاتورى شکل گرفته بود و طبعاً حزب توده نمىخواست از معرکه عقب بیفتد .
به همین خاطر، پس از حذف توسط خمینى، من در پیامى که متعاقباً فرستادم، صریحا ًنوشتم: «اگر این مبارزه انتخاباتى بازندهاى داشته باشد، من نیستم
!».
درود بر مسعود پرچمدار مبارزه علیه دیکتاتوری خمینی و حکومت آخوندی







